نقد فیلم آینه های روبرو

نقد فیلم آینه های روبرو بصورت وسیع

فیلم آینه های روبرو

فیلم آینه های روبرو

فیلم آینه های روبرو، کە اکنون در سینماهای تهران بر پرده است، موضوع ترانس سکسوالیسم را شاید برائ اولین بار در افکار عمومی جامعه ایران مطرح کرده است. بسیاری از مردم، ترانس سکسوالیسم را با هرمافرودیسم و گاه حتی با همجنسگرایی یکی می گیرند. دکتر مهدی صابری، روانپزشک پزشکی قانونی، در گفتگو با عصر ایران بە تشریح ماهیت عارضه ترانس سکسوالیسم ( یا اختلال هویت جنسی ) و مشکلات مبتلایان آن (مخففاً “تی اس”ها) پرداخت. وی متولد ۱۳۳۸ و فارغ التحصیل دانشگاه تهران و نیز متخصص دوجنسی هاست. ابتدا بفرمایید ترانس سکسوالیسم چه فرقی با هرمافردویسم دارد؟ هرمافرودیسم یا دوجنسی بودن، نوعی اختلال و اشکال آناتومیک است. یعنی در بدن فرد مبتلا، اندامهای جنسی هر دو جنس مونث و مذکر وجود دارد. بە طور مثالً ممکن است دستگاه خارجی تناسلی شخص، مردانه باشد اما ارگان های زنانه مثل رحم و تخمدان نیز در بدن او بە شکل ناقص وجود داشته باشد. چنین فردی دوجنسی قلمداد می گردد. فرد دوجنسی از حیث ارگانیسمش دچار نوعی ابهام جنسیتی است و نمی داند کە زن است یا مرد. دوجنسی ها معمولاً عقیم هم می باشند. اما ترانس سکسوالیسم کاملاً متفاوت از هرمافرودیسم است. فرد مبتلا بە ترانس سکسوالیسم، در ساختمان بدنش هیچ اشکالی وجود ندارد. هرمافرودیت ها در ساختمان بدنشان اختلال وجود دارد اما ترانس سکسوالیست ها از حیث ساختمان بدنی، کاملاً مرد و یا کاملاً زن می باشند. اندام های جنسی خارجی و داخلی آنها کاملاً مردانه و یا کاملاً زنانه است. منظور از اندام های جنسی داخلی، رحم و تخمدان و هورمون های زنانه در زنان و هورمون های مردانه در مردان است. رویش پستان در زنان و تجمع چربی در نواحی لگن و باسن و نازک شدن صدا در زنان و رویش ریش و سبیل و خشن شدن صدا در مردان، محصول همین هورمون های زنانه و مردانه می باشند کە در ترانس سکسوالیست ها، بە طور طبیعی وجود دارند. بنابراین ترانس سکسوالیست ها یا تی اس ها، بە لحاظ ظاهری و فیزیکی هیچ مشکلی ندارند. بە لحاظ ژنتیک هم مشکلی ندارند. یعنی یک زن تی اس، کروموزوم های جنسی xx دارد و از این حیث کاملاً طبیعی است. اختلاس تی اس ها، اختلال در احساسات و هیجانات و تمایلات آنهاست. یعنی فردی کە بە لحاظ ژنتیک و ظاهر فیزیکی زن است، احساسات و تمایلات و رفتارهایش مردانه است و دربارهٔ خودش معتقد است کە باید مرد می شد. یعنی احساس می کند کە تمایلات و احساسات و روحیات مردانه اش در یک قفس زنانه گیر افتاده است. مثل مردها رفتار می کند و حتی پس از رسیدن بە سن بلوغ، تمایلات جنسی شان هم مثل جنس مخالفشان است. و یا برعکس، شخصی کە بە لحاظ فیزیکی مرد است ولی احساسات زنانه دارد، احساس می کند در قفسی مردانه گرفتار شده است. ولی با وجود این تمایل، باز با همجنسگرایان فرق دارد زیرا خودش معتقد است کە تمایل جنسی اش بە زنان، تمایل بە جنس مخالف است؛ چرا کە او خودش را در اصل مرد می داند. درست است؟ احسنت! دقیقاً. یک همجنسگرای بە طور مثالً مذکر، با علم بە جنسیت مذکر خودش، باز تمایل دارد کە با جنس مذکر رابطه جنسی داشته باشد. یعنی خودش را مرد می داند و بە مردان گرایش جنسی دارد! اما یک مرد مبتلا بە “اختلال هویت جنسی” (ترانس سکسوالیسم)، تمایلات زنانه دارد و خودش را زن می داند. رفتارها و تمایلاتش زنانه است و اصرار بسیاری هم دارد کە حتی شکل ظاهری بدنش را زنانه کند. اما یک همجنسگرا هیچ وقت نمی خواهد عمل جراحی کند و تغییر جنسیت دهد. ترانس سکسوالیسم یک بیماری روانی محسوب می گردد؟ بله، اما نباید فراموش کنیم کە منظور از بیماری روانی در این جا، آن اختلالات شدید روانی، کە فرد را کاملاً غیرطبیعی و مبتلا بە رفتارهای عجیب و غریب می سازد، نیست. اختلالات روانی انواع گوناگونی دارند. بعضی از آنها، اصلاً بە چشم نمی آیند و بە راحتی قابل تشخیص نیستند. گاه در برخوردهای نزدیک مشخص می شوند ولی کلاً اشکار نیستند. اختلال هویت جنسی هم جزو اختلالاتی است کە ممکن است دیگران سال های سال متوجه آن نشوند. شاید پدر و مادر فرد مبتلا، از همان دوران کودکی، بە تدریج متوجه شوند کە رفتارهای فرزندشان با با سایر بچه های همجنس فرق دارد. بە طور مثالً پسر بچه آنها، رفتارهایش بیشتر دخترانه باشد. تی اس ها وقتی کە بە سن بلوغ می رسند، تفاوت رفتاری شان با اشخاص همجنس خودشان معمولاً بە خوبی آشکار می گردد. بە طور مثالً یک پسر مبتلا بە اختلال جنسی، دوست ندارد بازی های پسرانه بکند و لباس های پسرانه بپوشد. او در دوران قبل از بلوغ جنسی هم، لباس های دخترانه و اسباب بازی های دخترانه را می پسندد و دوست دارد. خانواده هایی کە در ایران فرزندشان چنین مشکلی دارد، معمولاً چه برخوردی با بچه خودشان دارند؟ ممکن است بعضی از والدین در سال های کودکی، رفتارهای متفاوت فرزند مبتلایشان را تشویق هم بکنند؛ چرا کە رفتارهای او برائ آنها جالب و بامزه است. بە طور مثالً پسر بچه ای کە لاک می زند و ادای دخترها را درمی آورد، بخصوص در خانواده هایی کە چند تا پسر دارند و آرزو دارند کە دختر داشته باشند، ممکن است رفتارهایش برائ پدر و مادرش بسیار جالب باشد. ولی رفتارهای این کودک، بە تدریج پدر و مادر را نگران می کند زیرا آنها می بینند کە فرزندشان مثل سایر بچه های همجنس خودش رفتار نمی کند. چنین فرزندی، طبیعتاً سرزنش و تحقیر شده و گاه با القاب تحقیرآمیزمواجه می گردد. بچه هایی کە اختلال هویت جنسی شان بسیار آشکار نشده باشد، در خلوت خودشان لباس جنس دلخواهشان را می پوشند و پسرها بە طور مثالً آرایش می کنند. به هر حال بە نوعی، و البته با سختی، با این حالت خودشان کنار می آیند. اما وقتی کە بە سن دانشگاه می رسند و بیش از پیش وارد جامعه می شوند، بە تدریج والدینش بە این حالت آشکار نشده اش پی می برد و بە رفتارهای او اعتراض می کنند. یعنی آنها نگران می شوند کە مبادا فرزندشان انحراف جنسی پیدا کرده باشد. بیشتر خانواده ها، این بچه ها را مورد شماتت قرار می دهند، طردشان می کنند، با آنها مقابله کرده و مفصلاً بحث می کنند. ما بسیار کم دیده ایم کە این خانواده ها متوجه اختلال فرزندشان شده باشند و برائ مشاوره، بە روانشناس مراجعه کنند. خانواده ها معمولاً چنین کاری نمی کنند بلکه خود این بچه ها، پس از درگیری با خانواده و یا طرد شدن از سوی خانواده، بە روانشناس مراجعه می کنند. به علاوه از طریق مراجعه بە اینترنت و مطالعات شخصی، متوجه می شوند کە اختلالی در وجودشان هست کە باید بە آن توجه کرد. خانواده ها معمولاً مقاومت بسیاری در پذیرش این اختلال در وجود فرزندشان، دارند. این مقاومت طبیعی است چرا کە این مشکل، مشکلی نیست کە بە راحتی بتوان آن را پذیرفت. خانواده ها در برابر این مشکل دچار تنش و احساس گناه می شوند و گاهی پدر و مادر یکدیگر را متهم می کنند و هر یک از آنها، دیگری را عامل ایجاد این مشکل در رفتار فرزندشان قلمداد می کنند. در اثر این فضای پرتنش، گاهی بچه های مبتلا بە اختلال جنسی، خانه را ترک می کنند. به غیر از مشکلات فرهنگی موجود در جامعه ایران در قبال تی اس ها، احکام فقهی دربارهٔ ترانس سکشوالیست ها چگونه اند؟ اولین بار فردی بە نام فریدون پورملک آرا، در پاریس نزد امام خمینی(ره) رفت و مشکل اختلال هویت جنسی اش را با امام در میان می گذارد و بعد از انقلاب، مجوز جراحی تغییر جنسیت را از امام خمینی(ره) دریافت کرد. منبع تصویر فوق پایگاه اینترنتی انجمن حمایت از بیماران مبتلا بە اختلالات هویت جنسی ایران است حضرت امام(ره) فتوا دادند کە تغییر جنسیت با نظر متخصص ماهر، شرعاً بلااشکال است. پس از فتوای امام، فریدون پورملک آرا، بە تایلند رفت و تن بە جراحی تغییر جنسیت داد و زن شد و با نام مریم پورملک آرا، بە زندگی اش ادامه داد و در فروردین ماه امسال، در سن ۶۱ سالگی، درگذشت. مریم پور ملک آرا او در تمام مدت زندگی اش بە عنوان زن، بە شدت پیگیر مشکلات تی اس ها بود و انجمنی هم برائ حمایت از این اشخاص تاسیس کرد تا آنهایی کە قابل درمانند، درمان شوند و کسانی هم کە چاره ای جز عمل جراحی ندارند، اقدامات قانونی لازم برائ عمل جراحی تغییر جنسیت آنها انجام شود. البته مجوز قانونی این کار، بر اساس فتاوای شرعی، توسط سازمان پزشکی قانونی صادر می گردد. اشخاصی هم کە اختلال هویت جنسی ندارند ولی احساس می کنند کە باید جنسیتشان تغییر یابد، یعنی فرم های دیگری از این گرایش روانی را دارند کە مصداق این بیماری نیست، مجوز تغییر جنیست دریافت نمی کنند. به هر حال اشخاص مراجعه کننده بە سازمان پزشکی قانونی، توسط چند متخصص روانپزشکی و نیز متخصصان پزشکی قانونی و، اگر لازم باشد، متخصصان دیگر، مثل متخصصان زنان و متخصصان جراحی، ویزیت می شوند. این اشخاص دوره های روانکاوی را پشت سر می گذارند و اگر قادر بە تثبیت جنسیت واقعی خودشان باشند، اقدامات لازم برائ بهبودشان بدون عمل جراحی دنبال می گردد و کسانی کە دیگر چاره ای جز عمل جراحی ندارند، بە کمیسیون مربوطه در سازمان پزشکی قانونی معرفی می شوند. آماده سازی روانی این اشخاص و نیز خانواده هایشان برائ پذیرش جنسیت تازه پس از جراحی تغییر جنسیت، یکی از اقدامات سازمان پزشکی قانونی است. بعضی از خانواده ها، بە خوبی با جنسیت تازه فرزندشان کنار می آیند و بعضی ها هم نه؛ یعنی بچه هایشان را طرد کرده اند. کسانی کە مجوز تغییر جنسیت دریافت نمی کنند، چه کار باید بکنند؟ تمایل بە تغییر جنیست در این اشخاص، ناشی از اختلا هویت جنسی نیست بلکه از علل دیگری نشات می گیرد. بە طور مثالً ممکن است انواعی از اختلال شخصیت، افسردگی و روانپریشی، سبب این گرایش آنها باشد. این حالات با روان درمانی و داروهای روانپزشکی قابل درمان اند. بسیار از این اشخاص پس از درمان توانسته اند بە طور طبیعی بە زندگی شان ادامه دهند. به هر حال هر کسی کە گرایش بە تغییر جنسیت خود داشته باشد، لزوماً اختلال هویت جنسی ندارد. اختلا هویت جنسی، شیوع بسیار کمی دارد و تقریباً از هر پنجاه هزار و یا صدهزار نفر، یک نفر دچار این اختلال است. در جمعیت ۷۵ میلیونی ایران، بین ۷۵۰ تا ۱۵۰۰ نفر دارای اختلال هویت جنسی اند. کسانی بە سازمان پزشکی قانونی مراجعه می کنند، بسیار بیش از این رقم است ولی همه این اشخاص دچار این اختلال نیستند. بە هر حال وظیفه تفکیک این اشخاص و تشخیص بیماران واقعی در میان آنها، برعهده روانپزشکی و روانشناسی است. برخی از کارشناسان هم می گویند منشاء این بیماری، اختلالی است کە تا سه ماهگی جنین، در هیپوتالاموس مغز جنین بوجود می آید و عامل این آسیب مغزی هم شوک عصبی و روانی مادر در اثر علل متفاوت است. پروفسور میرجلالی هم کە چنین نظری دارد، می گوید بسیاری از تی اس های ایران، از جنوب و غرب کشور می آیند و این نشان می دهد کە مادرانشان احتمالاً در دوران جنگ دچار شوک عصبی و روانی شده است. این نظر بە عنوان یک فرضیه مطرح شده و تحقیقاتی هم دربارهٔ آن صورت گرفته است. بعضی از همکاران ما هم در دانشگاه تهران، بر روی موضوع تغییرات آناتومیک در مغز تحقیق کرده اند و بە نتایجی هم رسیده اند کە این فرضیه را تقریباً تایید می کند. dfd45 اما سبب قطعی این عارضه کاملاً معلوم نیست. قبلاً تئوری های دیگری مثل طرز تربیت والدین و محیط خانواده کودک، مطرح بود کە البته این تئوری ها امروزه دیگر رد شده اند. به هر حال سبب این اختلال هنوز بە طور کامل کشف نشده است. دکتر میرجلالی تعداد بسیاری از تی اس های ایران را دیده اند و حتماً آماری دارند. من از این آمار اطلاعی ندارم ولی ملاحظات ما موید نظر دکتر میرجلالی نیست. به نظر من، استرس جنگ نمی تواند عامل ترانس سکسوالیسم تلقی شود زیرا این اختلال در همه جای دنیا وجود دارد. در بسیاری از کشورهایی کە حتی یک روز هم درگیر جنگ نبوده اند، این پدیده دیده می گردد. حتی بسیاری از تی اس ها در خانواده های بدون استرس و کاملاً نرمال بە دنیا آمده و بزرگ شده اند؛ خانواده هایی عاری از اختلافات زناشویی. به هر حال نمی توان با قاطعیت گفت کە چنین استرس هایی در دوران بارداری مادر، زمینه ساز اختلال هویت جنسی در جنین است. بسیاری از خانواده ها در همان دوران جنگ در شرایط بسیار نامطلوبی قرار داشتند و استرس های شدیدی را متحمل شدند ولی فرزندشان دچار اختلال هویت جنسی نشد. من فکر می کنم این فرضیه نیاز بە تحقیق بیشتر دارد. اصلاً پدیده ای تحت عنوان زنانه یا مردانه شدن هیپوتالاموس مغز وجود دارد؟ به این شکلی کە شما می فرمایید خیر؛ ولی بخش هایی از مغز می باشند کە جهت گیری مغز را در هویت جنسی تعیین می کنند. این موضوع در دست مطالعات و تحقیقات گسترده است. اما لااقل تا بە امروز هنوز با قاطعیت تایید نشده است کە پدیده ای تحت عنوان مردانه یا زنانه شدن هیپوتالاموس مغز وجود دارد. منظور من این بود کە مغز زن و مرد تفاوت های ذاتی دارند یا خیر؟ مغز زنان و مردان از نظر حجم و کارکرد تفاوت های اندکی دارند. بە طور مثالً بخشی از مغز زنان نسبت بە مغز مردان پیشرفته تر است و در درک بعضی از امور هیجانی و احساسی، عملکردش متفاوت است. در مغز مردان، نیمکره مربوط بە فعالیت های استدلالی و محاسبه ای، تا حدودی فعال تر است. همچنین مغز زنان هم در بعضی از قوای شناختی، قوی تر از مغز مردان است. گاهی در بیماران تی اس، همین تفاوت های کارکردی وجود دارد. بە طور مثالً بیمار با اینکه مرد است، مغزش از نظر کارکردی و شناختی، شبیه مغز زنان است. جراحی تغییر جنسیت تی اس ها معمولاً موفقیت آمیز است یا نه؟ موفقیت این جراحی ها، نسبی است. بعضی ها از عمل جراحی شان راضی بوده و پس از جراحی، زندگی تقریباً نرمالی هم داشته اند. در هر صورت، این اشخاص پس از عمل جراحی، بە یک زن یا مرد کامل و بدون نقص بدل نمی شوند. این ها پس از جراحی، عقیم و نازا می باشند و در تمام عمرشان باید از داروهای هورمونی استفاده کنند و طبعاً بعضی بعضی از عوارض مصرف این داورها، دامن گیرشان می گردد. داروهای هورمونی چه کارکردی دارند؟ صفات ثانوی را تقویت می کنند. بە طور مثالً هورمون های زنانه سبب زنانه تر شدن ظاهر فرد می گردد. زنانی هم کە پس از تغییر جنسیت مرد می شوند، فاقد قدرت باروری اند؟ بله، توانایی بارور کردن یک زن دیگر را ندارند. چرا؟ چون بیضه ندارند و در نتیجه اسپرم هم ندارند. فعلاً هیچ راهی برائ بچه دار شدن این اشخاص وجود ندارد. بر روی آنها پروتزهای مصنوعی می گذارند کە ظاهری از بیضه را دارد. شانس ازدواج تی اس ها در ایران، بعد از عمل جراحی چقدر است؟ گاهی ازدواج های پایداری داشته اند اما ازدواج هایشان، بە دلایلی کە کاملاً روشن است، اکثراً ناموفق است. چون این گفتگو محصول اکران فیلم آینه های روبرو بود، لطفا در پایان بفرمایید کە آیا در این فیلم، تصویری مطابق با واقع از ترانس سکشوالیست ها ترسیم شده بود یا نه؟ بله، بە نظرم این فیلم بر پایه بررسی و تحقیق درستی شکل گرفته بود و بە نحو رسایی، یک فرد مبتلا بە اختلال هویت جنسی را نشان می داد کە زن بە دنیا آمده اما رفتارها و احساسات و تمایلاتش مردانه است. فیلم بە شکل ظریفی رفتارهای مردانه او را نشان می داد. آدینه، شخصیت اصلی فیلم، کە دوست داشت ادی صدایش کنند، علاقه بسیاری بە پوشیدن لباس های مردانه و کوتاه کردن موهایش بە طرز پسرانه داشت. و یا بە طور مثالً دوست داشت کە کارهای مکانیکی انجام دهد و ماشین را تعمیر کند. همچنین از شوهرکردن فراری بود چون اصلاً قادر بە پذیرش نقش خودش بە عنوان یک زن در رابطه زناشویی و عاطفی نبود. به نظر من، با توجه بە محدودیت های مرتبط با پرداختن بە این موضوع چالش برانگیز، این فیلم در آگاه کردن جامعه نسبت بە این مشکل، بسیار خوب عمل کرده بود و در مجموع، مصداقی از خدمت هنر سینما بە جامعه بود.

موزیک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.